هر روز دلم در غم تو زار تر است

شعر از علی مقیمیان

منم همان که در شناسنامه ام نـوشـته اند       

           نخواست زندگی کند, نخواست ناگـزیر شد

همان که از غم تو هر دقیقه مرد و مـردنش       

           دلیل رشد چشمگـیر نرخ مرگ و میــر شد


******

غزلی از حامد عسکری

جــــرقه غــزلی شد باز نگاهـــی از تو و لبخندی

تمــــام دارو نـــدارم را به زلف و قافیــه می بندی

نه اینکــــه خستــه شدم بانو برای قلب ضرر دارد

سوار اسـب عرب بودن کرشمه های سمرقندی

درخت توت سرکوچه-اگرچه پیر- به یادش هست

مرا که اسم تو را کندم تو را کـــه اسم مرا کندی

؛مــن و تـــو آن دو خطیم آری موازیان به ناچاری؛

که من شبیـــــه کوی لوت که تو شبیه دماوندی

عراق و فارس در آشوبند از آن دو تیغه ی زنجانی

بپوش فتنــــــه بخـــوابانی به برقعی و به روبندی

دوباره چـــــایی تلخم را کنـــــــار عکس تو آوردم

بخند تا بنشــانی بـــاز کنــــار چایــــی من قندی

******

پ.ن : کی گفته عنوان مطلب حتما باید به مطلب ربط داشته باشه؟؟!!

/ 1 نظر / 36 بازدید
رامین

سلام شعری رو از دوستم نوشتید ولی اسمش و درست ننوشتید. شعر از جعفر مقیمیان هستش. ممنون میشم اصلاح کنید