با هم

تــــــو را از دســــت دادم آی آدم هــــای بعــــد از تو

چــه کوچک مـی نماید پیش تو غمــــهای بعد از تـــو

تـــو را از دست دادم ، تو چه خواهی کرد بعد از من ؟

چـــه خواهم کرد بی تو با چه خواهم های بعد از تو ؟

تو را از دست دادم ، از همین زخم است می یبینی ؟

دهانـــــش را نمـــــی بنــــدند مرهــم های بعد از تو

" تو را از یـــاد خواهـــــــم برد کم کم " بارهــــا گفتم

به خــــــود کــی میرسم اما به کم کم های بعد از تو

بیا برگرد ! باهــــم گــــاه ... باهـــم راه ... باهم ... آه !

مرا دور از تو خـــواهد کشــــت باهم هــــای بعد از تو


م‍ژگان عباسلو

/ 0 نظر / 32 بازدید