تاريخ : ۱۳٩٢/۸/٢٩ | ۳:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سینا سهیلی

مانند شیشه ای که خریـــدار سنگ بود  ×××  این دل شکستن تو برایم قــــشنگ بود

رؤیای باشکــوه رسیــــدن به ساحـــلت  ×××   آغاز خودکشــــی هـــــــزاران نهنگ بود

ماه شب چـــــهاردهی کـــــــه تصاحبت   ×××  چون حسرتی به سینه صدهاپلنگ بود

خوشبخت آن دلی که برای تو می تپید   ×××  خوشبخت آن دلی که بـرای تو تنگ بود

تو: یک جهان تازه پر از صـلح و دوستی   ×××  من:کشوری که باهمه درحال جنگ بود 

با من هر آنچه از تو بجا مــــاند نام بود    ×××  از من هر آنچه بی تو بجا ماند ننگ بود

پایین نشسته ام که توبالانشین شوی   ×××  این ماجرا حـــــــــکایت الاکلنـــگ بود...

 

شعری از:رضا نیکوکار



  • قالب بلاگ اسکای | اس ام اس دون